جمعه, 23 آذر 1397 :: Friday, 14 December 2018
کد خبر: 135293

از هر 3تهرانی یک نفر این را بخواند

در این نوشته، نقدی به عدم توجه لازم به نیمی از انسان بودنمان، یعنی روح و روان، را به رشته ی تحریر در آورده ایم که مطالعه آن به هر کسی که نگران سلامتی خود می باشد پیشنهاد می شود.
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

تا به حال فکر کرده اید عموما به چه کسی بیمار می گوییم؟ معمولا تا از بینی کسی خون نیاید یا ظاهر وی تغییر نکرده باشد و یا احساس درد نکند در نظر عوام به وی واژه ی بیمار اطلاق نمی شود. یعنی صرفا توجه انسان ها به جسم و تن خود و آسیب های مادی ایست که ممکن است به آن برسد جلب میشود و کمتر کسی است که به بیماری های غیر جسمانی توجه ویژه ای داشته باشد.

پوستر روانشناسی

وقتی از انسانی صحبت میکنیم که دارای دو بعد جسم و روح است و و آمیخته ای از ماده و معنا محسوب می شود، لازم است که سطح نگاهمان این موجود را کمی هم از تن، به روانش معطوف کنیم. چه بسا بسیاری از نمودهای جسمانی در یک انسان، زاییده ی فرایندهای روانی وی باشد.

در این نوشته، نقدی به عدم توجه لازم به نیمی از انسان بودنمان، یعنی روح و روان، را به رشته ی تحریر در آورده ایم که مطالعه آن به هر کسی که نگران سلامتی خود می باشد پیشنهاد می شود.

 

*** دیروز ایرج حریرچی، سخنگوی وزارت بهداشت، در نشست خبری در ارتباط با موضوع سلامت روان، در کنار توضیحات مفیدی که در ادامه خواهد آمد به آمار و ارقامی از میزان سلامت روانی آحاد جامعه اشاره کرد نگرانی های نگارنده را در این زمینه افزایش داد. بد نیست بخش هایی از این نشست خبری را با هم مرور کنیم.

 

 

یک چهارم ایرانی ها اختلال روانی دارند

ایرج حریرچی در نشست خبری در ارتباط با موضوع سلامت روان، اظهار داشت: اختلالات روانی دلایل گوناگونی همچون مسائل ارثی، فیزیولوژی، محیطی، فردی، خانوادگی و شیوه زندگی دارد.

وی افزود: سلامت روان بیش از اینکه فردی باشد یک موضوع اجتماعی به شمار رفته و جامعه ناسالم از لحاظ سلامت روان دچار بی‌اعتمادی، دشمنی و بدگمانی می‌شود در حالی که جامعه سالم بسیار کارآمد است.

سخنگوی وزارت بهداشت ادامه داد: بیماری‌های روانی ملاک‌های مختلفی داشته که به تنهایی یا مجموعه‌ای از آنها سبب اختلالات روانی می‌شود که این ملاک‌ها رفتارهای غیرانطباقی، انحرافات شدید، ناهنجاری‌های اجتماعی، پریشانی و ... است.

حریرچی افزود:‌ بیماری‌های روانی با عواطف، تفکر و رفتار انسان ارتباط دارد و در صورت سلامت روان زمینه رشد، مهارت فکری و توانایی در انسان فراهم می‌شود.

حریرچی با بیان اینکه 23.4 درصد از بالغین در ایران دچار یک اختلال روانپزشکی طی یک سال گذشته بوده‌آند، گفت: 27.6 درصد این افراد را زنان و 19.4درصد را مردان تشکیل می‌دهند و به عبارتی از هر 4 نفر بالای 15 سال یک نفر دچار اختلال روانپزشکی است.

وی افزود: احتمال وجود یک اختلال در طول عمر از 18 تا 36 درصد متغیر است و شیوع اختلالات روانپزشکی در یک سال در استان‌های مختلف ایران از 12.8 درصد تا 36.3 درصد متغیر بوده است.

حریرچی با اشاره به اینکه سال‌های از دست رفته عمر و سال‌های زندگی توام با ناتوانی بر بار بیماری‌ها تاثیرگذار است، گفت: مجموع بیماری‌های روانی و اعتیاد بعد از مشکلات قلبی و عروقی رتبه بالایی در بار بیماری‌ها داشته و حتی بالاتر از سرطان و دیابت است.

وی افزود: بیماری‌های روانی و اعتیاد رتبه بار بیماری را طی 25 سال گذشته از 8 به 2 داشته است که البته یکی از دلایل آن می‌تواند کنترل بیشتر بیماری‌هایی همچون مشکلات عفونی باشد. همچنین تاحدودی این کاهش رتبه مطابق الگوی جهانی است.

سخنگوی وزارت بهداشت خاطرنشان کرد: بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی تا سال 2030 در کل دنیا افسردگی به تنهایی رتبه دوم بار بیماری‌ها را از آن خود می‌کند و افسردگی و اختلالات اضطرابی دو عامل اصلی از 5 عاملی بوده که سبب از دست رفتن عمر به دلیل ناتوانی می‌شود.

حریرچی در ادامه با اشاره به اینکه مقابله با فساد اداری در بخش دولتی و خصوصی در حفظ سلامت روان مردم تاثیر دارد، گفت: مشکلاتی همچون آلودگی هوا، ریزگردها، ترافیک و .. از دیگر مسائلی بوده که در بروز و شیوع اختلالات روانپزشکی موثر است.

وی با بیان اینکه اراده و ایمان قوی می‌تواند مانعی مقابل اختلالات روانپزشکی باشد، گفت:‌البته به دلیل اینکه مسائل ژنتیکی سبب اختلالات روانپزشکی می‌شود افراد مومن و موفق نیز ممکن است گرفتار این اختلالات شوند چه بسا اینکه فردی با رتبه بالایی در کنکور دچار مشکل روانپزشکی شد.

 

 

همه چیز راجع به سلامت روانی

روانشناسان مي ‌گويند؛ شادابي، نشاط، لذت بردن از زندگي و هدفمندي مستلزم داشتن شخصيت سالم است.

محققان دانشکده پزشکي جان هايکينز در آمريکا در اين باره خاطر نشان مي‌ کنند که از طريق آشنايي با معيارهاي سلامت روان و تطابق آن با ويژگي‌ هاي شخصي، تعامل با ديگران و محيط اطراف مي ‌توانيم تا حدودي عوامل آسيب ‌زا به شخصيت سالم را شناسايي کرده و با اصلاح آن ها براي بهره‌ مندي از يک شخصيت سالم تلاش کنيم.

به اعتقاد روانشناسان؛ سلامت رواني و جسمي، نياز و خواسته ي همه انسان ها است و همه ي ما تلاش مي ‌کنيم که براي برقراري ارتباطات سالم، شخصيت ‌هاي سالمي در زندگي انساني پيدا کنيم. اما آيا تا کنون به اين نکته فکر کرده ‌ايد که از اين حيث چه فردي از شخصيت سالم بهره‌ مند است؟

بر اساس مقاله منتشر شده در مجله علمي نيچر، " گوردن آلپورت " يکي از نخستين روانشناساني بود که توجه خود را به شخصيت سالم معطوف داشت.

از نظر آلپورت افراد سالم در سطح معقول و آگاه عمل مي‌ کنند، از قيد و بندهاي گذشته آزاد هستند و از نيروهايي که آن ها را هدايت مي‌ کنند، کاملا آگاه هستند و مي ‌توانند بر آن ها چيره شوند.

راهنماي اشخاص بالغ، زمان حال، ‌هدف‌ ها و انتظارهايي است که از آينده دارند. جنبه ي اساسي و ريشه ‌اي شخصيت انسان را مقاصد سنجيده و آگاهانه، اميدها و آرزوهاي وي تشکيل مي ‌دهند. اين اهداف در واقع انگيزه ي شخصيت سالم قرار مي‌ گيرند و بهترين راهنما براي فهم رفتار کنوني انسان هستند. وجود انسان در حقيقت بر داشتن هدف‌ هاي دراز مدت استوار است و اين فاکتور مهم، انسان را از حيوان، کودک را از سالمند و نيز در اکثر موارد، ‌شخصيت سالم را از بيمار متمايز مي‌ کند.

اين مقاله مي ‌افزايد: از ديدگاه آلپورت، ‌انسان‌ هاي سالم نياز مداومي به تنوع، ‌احساس و درگيري تازه دارند. کارهاي روزمره و عادي را کنار مي‌ گذارند و در جست و جوي تجربه‌ هاي تازه هستند. آن ها ماجراجو هستند و ‌خطر مي‌ کنند و چيزهاي تازه کشف مي ‌کنند. همه ي اين فعاليت‌ ها ايجاد تنش مي ‌کند و در هر صورت تنها از راه تجربه ‌ها و خطرهاي تنش زا است که بشر مي ‌تواند احساس بالندگي کند.

شخصيت، خواه سالم و ناسالم به فرهنگ بستگي دارد. فرهنگ مانع يا حامي رشد و تکامل مثبت انسان است. فروم شخصيت انسان را بيشتر محصول فرهنگ مي‌ داند. از نظر وي سلامت روان بستگي به اين دارد که جامعه تا چه اندازه نيازهاي اساسي افراد جامعه را برآورده مي ‌کند، نه اين که فرد تا چه حد خود را با جامعه سازگار مي‌ سازد. در نتيجه سلامت روان بيش از آن که امري فردي باشد، يک مساله اجتماعي است. جامعه ي ناسالم در بين اعضاي خود دشمني، بدگماني و بي ‌اعتمادي مي ‌آفريند و مانع از رشد کامل آن ها مي‌ شود. در مقابل جامعه ي سالم به اعضاي خود امکان مي ‌دهد که به يکديگر عشق بورزند، بارور، کارآمد و خلاق باشند و قوه تعقل و عينيت خود را بارور و نيرومند سازند.

علاوه بر اين، روانشناسان شناخت گرا بر اين باور هستند که شخص سالم، ‌رويدادهاي محيط را با استفاده از روش هايي تعبير و تفسير مي‌ کند که به احساس خوب يا اميدواري مي ‌انجامند و او را قادر مي ‌سازند که براي حل مسائل زندگي خود، مهارت هاي خاصي را به کار برد.

اما از سوي ديگر، آن چه نقطه نظر کارشناسان سازمان جهاني بهداشت است بدين مفهوم است که ‌سلامتي نه فقط به فقدان بيماري و نقص عضو، بلکه به حالت رفاه کامل جسمي، رواني و اجتماعي اطلاق مي ‌شود. به اين ترتيب تعريف سلامت رواني به عنوان يکي از معيارهاي تعيين کننده ي سلامت عمومي شناخته مي ‌شود. فردي که از سلامت رواني برخوردار است، ضمن احساس راحتي و آسايش قادر است در اجتماع به راحتي و بدون اشکال به فعاليت بپردازد و ويژگي‌ هاي شخصي وي در آن اجتماع، ‌موجب خشنودي و رضايت است. بر همين اساس سلامت رواني و بدني لازم و ملزوم يکديگر هستند.

متخصصان علوم تغذيه و پژوهشگران تناسب جسمي، بين سلامت روان و بدن با کيفيت تغذيه و ميزان تحريک جسمي، ‌ارتباط معناداري را دريافته ‌اند.

مطالعات زيستي ـ شيميايي مغز انسان نشان مي ‌دهد که سلامت روان و ذهن، احتمالا به منظم و متعادل بودن فعاليت هاي الکتروشيميايي سلول هاي مغزي و دستگاه هاي عصبي بستگي دارد. البته بايد گفت به سختي مي ‌توان کسي را يافت که هميشه متعادل، منطقي و آگاه به اعمال خود باشد. هر فرد در دوره‌ هايي از زندگي خود داراي ويژگي هايي از قبيل شيدايي، افسردگي، اجتماعي بودن، بيگانگي، ‌جست و خيز و انفعالي بودن است، بنابراين به شکلي رفتارهاي غيرمنطقي را تجربه مي‌ کند.

تفاوت رفتارهاي عادي و غيرعادي يک امر درجه بندي شده است. بنابراين براي دسترسي به سلامت رواني بايد بپذيريم که در رفتار خود، آزادي انتخاب داريم و اين آزادي را به کار ببريم و بدانيم که مسووليت انتخاب نيز با خودمان است. پس سلامت و عدم سلامت رواني به مقدار زيادي ناشي از تجارب موفق و ناموفق در دوران تحصيلي و واکنش هاي معلمان و والدين نسبت به اين تجارب است.

 

 

چرا مردم به روانپزشک مراجعه نمیکنند؟

مردم ایران عمدتا به دلایل مختلف از مراجعه به روان «پزشک و شناس» ابا دارند. احتمال مصرف دارو‌های اعصاب و روان و ترس از اثرات سویی که مراجعه به روانپزشک برای شخص ایجاد می‌کند، بهترین دلایل برای نپذیرفتن پایش سلامت روان از سوی مردم است.

شاید هرکسی در دورانی از زندگی خود افسردگی را تجربه کرده باشد اما برخلاف سرماخوردگی که مردم این روزها برای درمانش به پایین‌تر از متخصص داخلی مراجعه نمی‌کنند، کمتر کسی برای رهایی از دوره‌های افسردگی تمایل دارد به روانپزشک مراجعه کند.

هزینه‌های درمان و مراجعه به روانپزشک و روانشناس و نداشتن پوشش بیمه‌ای هم دلیل قابل‌تامل برای پیگیر نشدن حل مشکلات روان است. سال ١٣٩٠ تعرفه روانپزشک در بخش دولتی ۶ هزار و ۵۰۰ تومان و در بخش خصوصی ١٨ هزار تومان بود. سال ١٣٩۶، تعرفه روانپزشک در بخش دولتی ٢٠ هزار تومان و در بخش خصوصی، ۵١ هزار و ۵٠٠ تومان تعیین شد.

در سال 92، ١٧/٩ درصد بیماران دارای اختلال روانی برای تامین هزینه‌های بستری ناچار به قرض یا فروش وسایل زندگی خود هستند و حداکثر پوشش بیمه‌ای بستری بیماران دچار اختلال روان، ۵۶ روز در سال بود.

جالب اینکه تعرفه مشاوره روانشناسان در شهری مثل تهران از 50‌ هزار تومان تا 115 هزار تومان تعریف شده است؛ اعدادی که بیمه عمدتا پوشش درمانی برای آن در نظر نمی‌گیرد. علاقه روانپزشکان به داروهای غیرایرانی هم دلیلی است تا در نسخه‌ها بیشتر داروهایی تجویز شوند که به صورت آزاد به فروش می‌رسند.

 

 

 

روانپزشک، روانشناس یا مشاور؟

اگر کسی با مشکلات روحی و روانی مواجه شود، در صورت پذیرش برای مراجعه به درمانگر باید به چه کسی مراجعه کند؟ روانپزشک، روانشناس، متخصص مغز و اعصاب (نورولوژیست) یا گزینه‌ای دیگر؟ این سوال و نداشتن پاسخ به آن هم برای افراد مبتلا به اختلالات روان چهارراهی بدون چراغ قرمز است.

بعضی وقت‌ها مراجعه ناصحیح به هر کدام از درمانگرهایی که نام برده شد و به کار بردن روش یا دارویی نادرست می‌تواند آینده سلامت روان بیمار را به خطر بیندازد. امیر شعبانی، متخصص روانپزشکی در این خصوص می‌گوید: «نوع تخصص فردی که درحال ارزیابی مراجع است (روانشناسی یا روانپزشکی یا پزشکی عمومی) تعیین‌کننده مناسب‌ترین شیوه درمان نیست بلکه مهم تشخیص است. کسی باید تشخیص را تعیین کند که اطلاعات پزشکی داشته باشد و بر نشانه‌ها و نشانگان بیماری‌های روان مسلط باشد.»

افزایش اختلالات روان در جامعه و هزینه‌های آن باعث شده تا طی چند سال گذشته مراکز بهداشتی و درمانی و خانه‌های بهداشت پایش سلامت روان را جدی‌تر بگیرند. از خوبی‌های این پایش هزینه‌های کمتر و پیشگیری‌ها و ارجاع‌های به‌موقع است. این برنامه تحت‌نظر کارشناس بهداشت روان و پزشک سطح ۳ (پزشک دوره‌دیده) انجام می‌شود. هدف اختصاصی این برنامه بیماریابی و پیگیری، درمان اختلالات روانی شامل اختلال‌های روانی شدید، خفیف، صرع، عقب‌ماندگی ذهنی و اختلالات رفتاری کودکان است. ارجاع مرحله به مرحله از بهورز تا پزشک سطح 3 دوره‌دیده در این مراکز، هزینه‌های درمانی مبتلایان را کاهش می‌دهد. از سوی دیگر گروه‌های جهادی که در زمینه درمانی فعالیت می‌کنند طی چند سال اخیر به صورت رایگان مشاوره‌های روانشناسی و ارجاع به روانپزشک را انجام می‌دهند.

 

 

خبرنگار: علی حضرتی

انتهای پیام

اتاق خبر انتها

افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
x